تبليغاتX
فریاد من و تو

فریاد من و تو

عاشقان بی بال و پر فقط به مقصد می رسند

ای خدا

خداوندا كجايي؟
من بسي در اين سراب تلخ ماندم
خداوندا ! كجايي؟
اي تو خالق
اي كه مي گويند از مادر بسي پر مهر تر تو
خداوندا كجايي آخر؟اين من بنده ات هستم؟
همان هستم كه از روز نخستين تولد
 پا به امر تو نهادم من در اين دنيا
خداوندا كجايي پس؟
مرا بردي ز ياد آخر؟
خداوندا تويي تنها پناه من
ميان اين دو سنگ آسياب زندگي
كه له كرده سرا پايم
خداوندا منم تنها
منم تنهاي تنهايان
منم تنهاترين تنهاي تنهايان
كجايي آخر اي يكتا خداي مهربانم؟
كجايي آخر اي خالق؟
مرا از دست اين دنيا رهايي ده
مرا زين چرخ افسونگر
مرا زين مردمان ظالم بي رحم
رهايي ده كه مرگ من
بسي بهتر ازين پستي كه نام زندگي دارد!
+ نوشته شده در  نوزدهم مهر 1390ساعت 3  توسط حسین hosseinkhan69@yahoo.com  | 

+ نوشته شده در  دوازدهم آذر 1390ساعت 16  توسط حسین hosseinkhan69@yahoo.com  | 

قایقی خواهم ساخت

قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند.

قایق از تور تهی
و دل از آروزی مروارید،
همچنان خواهم راند
نه به آبیها دل خواهم بست
نه به دریا ـ پریانی که سر از آب بدر می آرند
و در آن تابش تنهایی ماهی گیران
می فشانند فسون از سر گیسوهاشان

همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند
«دور باید شد، دور.
مرد آن شهر، اساطیر نداشت
زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود
هیچ آئینه تالاری، سرخوشیها را تکرار نکرد
چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود
دور باید شد، دور
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره هاست.»
همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند

پشت دریاها شهری ست
که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
بامها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می نگرند
دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
که به یک شعله، به یک خواب لطیف

خاک موسیقی احساس تو را می شنود
و صدای پر مرغان اساططیر می آید در باد

پشت دریا شهری ست
که درآن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.

پشت دریاها شهری ست!
قایقی باید ساخت .

+ نوشته شده در  بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 13  توسط حسین hosseinkhan69@yahoo.com  | 

شبی یاد دارم که چشمم نخفت

شبی یاد دارم که چشمم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفت:
که من عاشقم گر بسوزم رواست تو را گریه و سوز باری چراست؟
بگفت ای هوادار مسکین من برفت انگبین یار شیرین من
چو شیرینی از من به در می‌رود چو فرهادم آتش به سر می‌رود
همی‌گفت و هر لحظه سیلاب درد فرو می‌دویدش به رخسار زرد
که‌ای مدعی! عشق کار تو نیست که نه صبر داری، نه یارای ایست
تو بگریزی از پیش یک شعله خام من استاده‌ام تا بسوزم تمام
تو را آتش عشق گر پر بسوخت مرا بین که از پای تا سر بسوخت
+ نوشته شده در  نوزدهم فروردین 1390ساعت 14  توسط حسین hosseinkhan69@yahoo.com  | 

یادمان باشد

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد

طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

يادمان باشد اگر اين دلمان بي کس شد

طلب مهر ز هر چشم خماري نکنيم

يادمان باشد که دگر ليلي و مجنوني نيست

به چه قيمت دلمان بهر کسي چاک کنيم

يادمان باشد که در اين بهر دو رنگي و ريا

دگر حتي طلب آب ز دريا نکنيم

يادمان باشد اگر از پس هر شب روزيست

دگر آن روز پي قلب سياهي نرويم

يادمان باشد اگر شمعي و پروانه به يکجا ديديم

طلب سوختن بال و پر کس نکنيم
+ نوشته شده در  دوم خرداد 1389ساعت 14  توسط حسین hosseinkhan69@yahoo.com  | 

حرف دل

تا که بودیم نبودیم کسی

کشت ما را غم بی هم نفسی

تا که رفتیم همه یار شدند

خفته ایم و همه بیدار شدند

قدر آئینه بدانیم چو هست

نه در آن وقت که آئینه شکست

و

 

گاهی گمان نمی کنی ولی می شود... گاهی نمی شود که نمی شود! گاهی هزار دوره دعا بی استجابت است...گاهی نگفته قرعه بنام تو می شود! گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست ...گاهی تمام شهر گدای تو می شود!

+ نوشته شده در  هشتم اردیبهشت 1389ساعت 20  توسط حسین hosseinkhan69@yahoo.com  | 

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

سلام به همه دوستان گرامم

پس از مدت ها یه مطلب جدید در واقع یه شعر فوق العاده از حضرت حافظ گذاشتم

من دیونه ی سه بیت آخرشم امیدوارم خوشتون بیاد

البته واقعا دور از انصاف هستش بقیه بیت ها رو رد کنم در کل می تونم بگم حافظ بزرگترین همدرد همه ی عاشقای دنیاست

 
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

    

 

هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
از دماغ من سرگشته خیال دهنت

   

  

به جفای فلک و غصه دوران نرود
در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند

  

   

تا ابد سر نکشد و از سر پیمان نرود
هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است

    

 

برود از دل من و از دل من آن نرود
آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت

 

    

که اگر سر برود از دل و از جان نرود
گر رود از پی خوبان دل من معذور است

    

 

درد دارد چه کند کز پی درمان نرود
هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان

    

 

دل به خوبان ندهد و از پی ایشان نرود

+ نوشته شده در  نوزدهم فروردین 1389ساعت 20  توسط حسین hosseinkhan69@yahoo.com  | 

Umbrella lyrics

You have my heart
And we'll never be worlds apart
Maybe in magazines
But you'll still be my star

Baby ?cause in the dark
You can't see shiny cars
And that's when you need me there
With you I'll always share
Because

When the sun shines, we?ll shine together
Told you I'll be here forever
Said I'll always be a friend
Took an oath, I'ma stick it out till the end

Now that it's raining more than ever
Know that we'll still have each other
You can stand under my umbrella
You can stand under my umbrella

(Ella ella, eh eh eh)
Under my umbrella
(Ella ella, eh eh eh)
Under my umbrella
(Ella ella, eh eh eh)
Under my umbrella
(Ella ella, eh eh eh, eh eh eh)

These fancy things, will never come in between
You're part of my entity, here for infinity
When the war has took it's part
When the world has dealt it's cards
If the hand is hard, together we'll mend your heart
Because

When the sun shines, we?ll shine together
Told you I'll be here forever
Said I'll always be a friend
Took an oath, I'ma stick it out till the end

Now that it's raining more than ever
Know that we'll still have each other
You can stand under my umbrella
You can stand under my umbrella

(Ella ella, eh eh eh)
Under my umbrella
(Ella ella, eh eh eh)
Under my umbrella
(Ella ella, eh eh eh)
Under my umbrella
(Ella ella, eh eh eh, eh eh eh)

You can run into my arms
It's okay don't be alarmed
Come here to me
There's no distance in between our love

So go on and let the rain pour
I'll be all you need and more
Because

When the sun shines, we?ll shine together
Told you I'll be here forever
Said I'll always be a friend
Took an oath, I'ma stick it out till the end

Now that it's raining more than ever
Know that we'll still have each other
You can stand under my umbrella
You can stand under my umbrella

(Ella ella, eh eh eh)
Under my umbrella
(Ella ella, eh eh eh)
Under my umbrella
(Ella ella, eh eh eh)
Under my umbrella
(Ella ella, eh eh eh, eh eh eh)

It's raining
Ooh baby it's raining
Baby come here to me
Come here to me

It's raining
Ooh baby it's raining
You can always come here to me
Come here to me

It?s pouring rain
It?s pouring rain
Come here to me
Come here to me
+ نوشته شده در  هجدهم فروردین 1389ساعت 8  توسط حسین hosseinkhan69@yahoo.com  |